محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

480

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

بهتر آن است كه شتابد به سوى حُقنه ، فإنها تستفرع ما في البطن و الأمعاء من الأخلاط پس بدرستى كه حُقنه برمىآرد چيزى را كه در شكم و روده‌ها است از اخلاط . آنچه ما فى المتن بود تمام ، ما مشروحا اين را بيان كنيم به چند فائده و در هر فائده منافع كثير مسطور است : فائده اندر بيان تدابير كه پيش از مسهل به كار برند و فرق در تليين و مسهل بدانند كه مليِّن در عرف اطبا چيزى را گويند كه مواد را از معده و حوالى وى و از امعا مسهل سازد . و مسهل آن است كه مواد را از عروق و اعضاى بعيده مستخرج نمايد ، چون شحم حنظل و سقمونيا و امثال آن هر چه قوىّ العمل است و استعمال اين اشيا بىحاجت و بىاصلاح روا نباشد . و بعض ادويه مسهله از جمله زهرها است ، چون شير شبرم و حبّ الملوك و ماذريون نامدبر و ريوند چينى و غير آن ، بهر آن كه استفراغ اين ادويه به افراط باشد و مضرّت وى قوتهاى اعضا را قوى بود و استعمال اينچنين چيزها هيچ وجه روا نباشد . و دريابند كه احوال همگنان از دو حال برون نيست ، يا اين است كه بدن ايشان مستعد است بهر اسهال ، يعنى لين الطبيعةاند يا بر خلاف اين است ، اگر از قبيل اول است تقدم استعمال منضجات و مرطِّبات كافى است و به صنائع ديگر كه در قسم ثانى تقدم آن مستحب داشته‌اند حاجت ندارد . و اگر از قبيل ثانى است ، يعنى بدن غير مستعد به اسهال است بايد ديد كه وى محتاج به تليين است يا به اسهال ، اگر محتاج به تليين بود مستحب است كه اول پيش از دادن مليِّن بفرمايند كه طعام را كه به يك وقت يا دو وقت خوردن كه اعتياد دارد همان قدر معيَّن را سه چهار وقت بخورد . و ايضا اطعمهء مختلفه ساختن غذا آن است كه تا معده مهيا بر دفع شود و به اندك حركت بر اخراج مافيها گردد . و اما اگر حاجت به مسهل باشد در آنجا تقديم امورى كه گذشت روا نيست ، زيرا كه آن وقت اطعمه و اشربه و ادخال بعض آن بر بعض موجب ضعف هضم معده و باعث فساد و غلظ غذا است و اين امر لا محاله به حال اسهال مناسبت ندارد و مانع نفوذ قوت مسهل به اعضا است ، خصوص در امراضى كه در وى نضج ضرورى باشد ، پس واجب نزد شرب مسهل خاصه كه نضج مواد مطلوب بود تقدم استعمال منضجات و مرطِّبات است . فائدهء انضاج ظاهر است و نفع ترطيب آن كه بدن از حصول رطوبات مستعد به اسهال شود و ايضا از خروج اخلاط كه لازمهء مسهل و علت تجفيف است متضرر نگردد ، لهذا قبل شرب مسهل ترك تعب و جماع و احداث نفسانيهء قويهء لازم داشته‌اند زيرا كه اينها همه مجفف‌اند و الترطيب مطلوب . و ادنى مدت متقدمه در ترك اين امور مسهل بايد سه شبانروز است . و هر گاه ترك مجفِّفات قبل از شرب مسهل ضرورى آمده روز مسهل و بعد وى تا كه بدن به حال اصلى بازآيد به طريق اولى ضرورتر دانند . و نيكوترين مرطِّبات قبل از اسهال ، استعمال حمام مرطِّب است در اكثر ايام . اما در يابس مزاجان اصوب آن كه هر روز بلكه به يك روز دو بار استحمام بايد فرمود . و بسيار باشد كه يبوست ايشان داعى بر آن شود كه امر نموده آيد اينها را به دخول آبزن در روزى چند بار . و بدانند كه حمام با وجود ترطيب فائدهء ديگر نيز مىدهد و آن ترقيق مواد و تسهيل و تهيه وى است و هو المطلوب في الخروج . و بدانند كه حسب مواد ، منضج مختلف مىباشد ، اگر مادهء صفراوى باشد ماء الشعير مع السكر نعم المنضجات است و كذلك اشربهء مبرِّده مرطِّبه چون شراب اجاص و نيلوفر و كذلك